جت پرینتر صنعتی

حکيم جمال‌الدين ابومحمد الياس بن يوسف نظامى گنجه‌اى (گنجوى) از استادان بزرگ سخن و از ارکان شعر فارسى است. محل تولد او را همهٔ تذکره‌نويسان گنجه دانسته‌اند و او که خود نيز در اشعار نسبت خود را به گنجه تصريح کرده است.

با دقت در اشعار او، تاريخ ولادتش را نزديک به سال ۵۳۰ هجرى می دانند، از شاعران معاصر خود نظامى تنها با خاقانى ارتباط داشته است و بعد از فوت آن استاد در سال ۵۹۵ هـ در مرثيت او گفت:

دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی                  همی گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد

نظامى غير از ديوانى که عدد ابيات آن را دولتشاه بيست هزار بيت نوشته و اکنون فقط مقدارى از آن در دست است، پنج مثنوى مشهور به‌نام پنج‌گنج دارد که آنها را عادةً خمسهٔ نظامي مى‌گويند که شامل مخزن الاسرار، منظومه خسرو و شیرین، منظومه لیلی و مجنون، هفت پیکر و اسکندرنامه است.مدفن نظمى در گنجه تا اواسط عهد قاجارى باقى بود، بعد از آن رو به ويرانى نهاد تا باز به‌وسيلهٔ دولت محلى آذربايجان شوروى مرمت شد.

مثنوى اول از پنج گنج مخزن‌الاسرار است در بحر سريع که به‌نام فخرالدين بهرامشاه بن داود پادشاه ارزنگان در حدود سال ۵۷۰ هجرى ساخته شده و اين معنى از بيت ذيل که خطاب به حضرت ختمى مرتبت است مستفاد مى‌شود
روز بلند است به مجلس شتاب                      پانصد و هفتاد بس ایام خواب

نزد بر خط خوبان کس چنین فال               گذشته پانصد و هفتاد و شش سال

مثنوى دوم منظومهٔ خسرو و شيرين است ببحر هزج مسدس که نظامى آن را به‌سال ۵۷۶ به پايان برده و گفته است:

مثنوى سوم منظومهٔ ليلى و مجنون است که نظامى آن را در سال ۵۸۴  هجرى به‌نام شروانشاه ابوالمظفر اخستان بن‌منوچهر ساخته و بعدها نيز در آن تجديد نظرهائى کرده و اين کار را در حدود سال ۵۸۸ به‌پايان برده است(۲اين منظومه در عشقبازى خسروپرويز با شيرين ساخته و به اتابک شمس‌الدين محمد جهان‌پهلوان بن ايلدگز (۵۶۸-۵۸۱) تقديم شد.

در سلخ رجب به ثی و فی دال                                   آراسته شد به بهترین حال

هشتاد و چهار بعد پانصد                                          تاریخ عیان که داشت با خود

بگذشته ز هجرت پیمبر                                            پانصد هشتاد و هشت بر سر

مثنوى ديگر بهرامنامه يا هفت‌پيکر يا هفت گنبد است که شاعر به سال ۵۹۳ به نام علاءالدين کرپ ارسلان پادشاه مراغه ساخته و به وى تقديم داشته است. اين منظومه راجع است به داستان بهرام گور (بهرام پنجم ساسانى ۴۲۰-۴۳۸ ميلادى) که از قصص معروف دورهٔ ساسانى بوده است.

گفتم این نام را چو ناموران                             از پس پانصد و نود سه بر آن

چار ساعت ز روز رفته تمام                             روز بر چارده ز مام صیام
پنجمين مثنوى از پنج گنج اسکندرنامه است. اين کتاب شامل دو قسمت است که نظامى قسمت نخستين را شرفنامه و دومين را اقبالنامه ناميده است. از اشارات تاريخى مختلف که در اين کتاب آمده معلوم مى‌شود که شاعر آن را به چند تن از امراء محلى آذربايجان و اطراف آن تقديم نموده باشد.

نظامى از شاعرانى است که بى‌شک بايد او را در شمار ارکان شعر فارسى و از استادان مسلم اين زبان دانست. وى از آن سخنگويانى است که مانند فردوسى و سعدى توانست به ايجاد يا تکميل سبک و روش خاصى توفيق يابد. اگرچه داستان‌سرائى در زبان فارسى به‌وسيلهٔ نظامى شروع نشده و از آغاز ادب فارسى سابقه داشته است، ليکن تنها شاعرى که تا پايان قرن ششم توانست اين نوع از شعر، يعنى شعر تمثيلى را، در زبان فارسى به حد اعلاء تکامل برساند، نظامى است. وى در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ايجاد ترکيبات خاص تازه و ابداع و اختراع معانى و مضامين نو و دلپسند در هر مورد، و تصوير جزئيات، و نيروى تخيل و دقت در وصف و ايجاد مناظر رائع و ريزه‌کارى در توصيف طبيعت و اشخاص و احوال، و به‌کار بردن تشبيهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کسانى است که بعد از خود نظيرى نيافته است.

ليکن حق در آن است که بگوئيم اين شاعر سليم‌الفطرهٔ دقيق‌النظر در عين مبالغه در استفاده از اطلاعات ادبى و علمى خود و يا افراط در تخيل و مبالغه در ايجاد ترکيبات نو ملاحتى در سخن و لطافتى در بيان و علوّى در معانى دارد که اين نقص و نقائصى از آن قبيل را به‌کلى از نظر خواننده پنهان مى‌سازد.

مهارتى که نظامى در تنظيم و ترتيب منظومه‌هاى خود به‌کار برده است باعث شد که به‌زودى آثار او مورد تقليد شاعران قرار گيرد و اين تقليد از قرن هفتم به بعد آغاز شد و در تمام دوره‌هاى ادبى زبان فارسى ادامه يافت. شمارهٔ کسانى که آثار او را تقليد کرده‌اند بسيار است. نخستين و بزرگترين شاعرى که به تقليد از نظامى در نظم پنج‌گنج همت گماشت اميرخسرو دهلوى است و بعد ازو از ميان مقلدان بزرگ وى مى‌توان خواجو و جامى و هاتفى و قاسمى و وحشى و عرفى و مکتبى و فيضى فياضى و اشرف مراغى و آذر بيگدلى را نام برد که هريک همه يا بعضى از مثنوى‌هاى او را تقليد کرده‌اند.

Source:http://www.aftabir.com/literature/verse/nezami


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *